mohana
Well-known member
در دیاری که مردمانش عصای کور می دزدند
من خوش باور آنجا تقاضای محبت می کردم
ما را به دعا کاش نسازند فراموش
رندان سحر خیز که صاحب نفسانند
پ ن: مصراع اولشو مطمئن نیستم...اشتباهه بگین ویرایش کنم
در دیاری که مردمانش عصای کور می دزدند
من خوش باور آنجا تقاضای محبت می کردم
ما را به دعا کاش نسازند فراموش
رندان سحر خیز که صاحب نفسانند
پ ن: مصراع اولشو مطمئن نیستم...اشتباهه بگین ویرایش کنم
در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش
این داغ که بر دل دیوانه نهادیم
شونه به شونه می رفتیم
من و تو تو جشن باروون
حالا تونیستی و خیسه
چشای من و خیابون !!
مهنا جان من مقصر نیستم !!داره همزمان می خونه !!:tonguesmiley:
دلم می خواست ،سقف معبد هستی فرو میریخت
پلیدی ها و زشتی ها ،به زیر خاک می ماندند
بهاری جاودان آغوش وا میکرد
جهان در موجی از زیبایی و خوبی شنا می کرد!
دیدار ما که آن همه شوق و امید داشت
اینک نگاه کن که سراسر ملال گشت
و آن عشق آتشین که میان من و تو
دردا که چون جوانی ما پایمال گشت...
تو هم مرا به نگاهی شکوفه باران کن
در این چمن ،که گل از عاشقی بپرهیزد
لبی بزن به شراب من ،ای شکوفه نوبخت
که می خوش است که با بوی گل در آمیزد !
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آنست که مجنون باشی
ای دل مباش یکدم خالی از عشق و مستی
وانگه بروکه رستی ازنیستی و هستی
گر جان به تن بینی مشغول کار او شو
هر قبله ای که بینی بهتر ز خود پرستی
مرسییییی :riz304:
یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب
بوَد آيا كه فلك زين دو سه كاری بكند؟
دل من دیگه خطا نکن
با غریبه ها وفا نکن
زندگی رو باختی دل من
مردمو شناختی دل من
من الان داشتم همینو گوش میدادم
شعرت خیلی زیبا بود!!
دل من دیگه خطا نکن
با غریبه ها وفا نکن
زندگی رو باختی دل من
مردمو شناختی دل من
ای دل مباش یکدم خالی از عشق و مستی
وانگه بروکه رستی ازنیستی و هستی
گر جان به تن بینی مشغول کار او شو
هر قبله ای که بینی بهتر ز خود پرستی
نچ !!با کسر امتیاز از شما می پذیریم !!!برقی:riz481:
نازپرورده تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاكش باشد
درسته؟؟؟
این 2 بیت خیلی به چشمم اشنا میان شما چطور؟؟؟؟ :mad_majidonline:
.......
....
..
.
:21:
نچ !!با کسر امتیاز از شما می پذیریم !!!
ناز پرود تنعم ....ه نداره !!
دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
هههههههه!!امضاشو ....
دال بیا