اشك در چشم من و ، ياد به دفتر مانده
اين حسرت وغم، از تو به دل جا مانده
گفتند زمان رفتنم نزديك است
خنديدم و اين تبسم تلخ به لب ، جا مانده !
انها كه نميدانستند از رفتن تو
من رفته ام و ، فقط تنم جا مانده !
k1nd
92/4/26
اشك در چشم من و ، ياد به دفتر مانده
اين حسرت وغم، از تو به دل جا مانده
گفتند زمان رفتنم نزديك است
خنديدم و اين تبسم تلخ به لب ، جا مانده !
انها كه نميدانستند از رفتن تو
من رفته ام و ، فقط تنم جا مانده !
k1nd
92/4/26
اشك در چشم من و ، ياد به دفتر مانده
اين حسرت وغم، از تو به دل جا مانده
گفتند زمان رفتنم نزديك است
خنديدم و اين تبسم تلخ به لب ، جا مانده !
انها كه نميدانستند از رفتن تو
من رفته ام و ، فقط تنم جا مانده !
k1nd
92/4/26
اشك در چشم من و ، ياد به دفتر مانده
اين حسرت وغم، از تو به دل جا مانده
گفتند زمان رفتنم نزديك است
خنديدم و اين تبسم تلخ به لب ، جا مانده !
انها كه نميدانستند از رفتن تو
من رفته ام و ، فقط تنم جا مانده !
k1nd
92/4/26
اشك در چشم من و ، ياد به دفتر مانده
اين حسرت وغم، از تو به دل جا مانده
گفتند زمان رفتنم نزديك است
خنديدم و اين تبسم تلخ به لب ، جا مانده !
انها كه نميدانستند از رفتن تو
من رفته ام و ، فقط تنم جا مانده !
k1nd
92/4/26
اشك در چشم من و ، ياد به دفتر مانده
اين حسرت وغم، از تو به دل جا مانده
گفتند زمان رفتنم نزديك است
خنديدم و اين تبسم تلخ به لب ، جا مانده !
انها كه نميدانستند از رفتن تو
من رفته ام و ، فقط تنم جا مانده !
k1nd
92/4/26
اشك در چشم من و ، ياد به دفتر مانده
اين حسرت وغم، از تو به دل جا مانده
گفتند زمان رفتنم نزديك است
خنديدم و اين تبسم تلخ به لب ، جا مانده !
انها كه نميدانستند از رفتن تو
من رفته ام و ، فقط تنم جا مانده !
k1nd
92/4/26
اشك در چشم من و ، ياد به دفتر مانده
اين حسرت وغم، از تو به دل جا مانده
گفتند زمان رفتنم نزديك است
خنديدم و اين تبسم تلخ به لب ، جا مانده !
انها كه نميدانستند از رفتن تو
من رفته ام و ، فقط تنم جا مانده !
k1nd
92/4/26
اشك در چشم من و ، ياد به دفتر مانده
اين حسرت وغم، از تو به دل جا مانده
گفتند زمان رفتنم نزديك است
خنديدم و اين تبسم تلخ به لب ، جا مانده !
انها كه نميدانستند از رفتن تو
من رفته ام و ، فقط تنم جا مانده !
k1nd
92/4/26
اشك در چشم من و ، ياد به دفتر مانده
اين حسرت وغم، از تو به دل جا مانده
گفتند زمان رفتنم نزديك است
خنديدم و اين تبسم تلخ به لب ، جا مانده !
انها كه نميدانستند از رفتن تو
من رفته ام و ، فقط تنم جا مانده !
k1nd
92/4/26
اشك در چشم من و ، ياد به دفتر مانده
اين حسرت وغم، از تو به دل جا مانده
گفتند زمان رفتنم نزديك است
خنديدم و اين تبسم تلخ به لب ، جا مانده !
انها كه نميدانستند از رفتن تو
من رفته ام و ، فقط تنم جا مانده !
k1nd
92/4/26
اشك در چشم من و ، ياد به دفتر مانده
اين حسرت وغم، از تو به دل جا مانده
گفتند زمان رفتنم نزديك است
خنديدم و اين تبسم تلخ به لب ، جا مانده !
انها كه نميدانستند از رفتن تو
من رفته ام و ، فقط تنم جا مانده !
k1nd
92/4/26
اشك در چشم من و ، ياد به دفتر مانده
اين حسرت وغم، از تو به دل جا مانده
گفتند زمان رفتنم نزديك است
خنديدم و اين تبسم تلخ به لب ، جا مانده !
انها كه نميدانستند از رفتن تو
من رفته ام و ، فقط تنم جا مانده !
k1nd
92/4/26
اشك در چشم من و ، ياد به دفتر مانده
اين حسرت وغم، از تو به دل جا مانده
گفتند زمان رفتنم نزديك است
خنديدم و اين تبسم تلخ به لب ، جا مانده !
انها كه نميدانستند از رفتن تو
من رفته ام و ، فقط تنم جا مانده !
k1nd
92/4/26
اشك در چشم من و ، ياد به دفتر مانده
اين حسرت وغم، از تو به دل جا مانده
گفتند زمان رفتنم نزديك است
خنديدم و اين تبسم تلخ به لب ، جا مانده !
انها كه نميدانستند از رفتن تو
من رفته ام و ، فقط تنم جا مانده !
k1nd
92/4/26
اشك در چشم من و ، ياد به دفتر مانده
اين حسرت وغم، از تو به دل جا مانده
گفتند زمان رفتنم نزديك است
خنديدم و اين تبسم تلخ به لب ، جا مانده !
انها كه نميدانستند از رفتن تو تا امروز !
من رفته ام و ، فقط تنم جا مانده !
k1nd
92/4/26
كاهي مرا از احساس خفه میکنی
انقدر میمانم تا مرا رها ميكني!
ياد تو باشد چه گفتي مرا
باشم یا نباشم بامن مدارا ميكني
باورش سخت است من ميدانم
ولي روزي ميايد ميبيني تو
اين گفته را نيز تو حاشا ميكني !
k1nd
كاهي مرا از احساس خفه میکنی
انقدر میمانم تا مرا رها ميكني!
ياد تو باشد چه گفتي مرا
باشم یا نباشم بامن مدارا ميكني
باورش سخت است من ميدانم
ولي روزي ميايد ميبيني تو
اين گفته را نيز تو حاشا ميكني !
k1nd
كاهي مرا از احساس خفه میکنی
انقدر میمانم تا مرا رها ميكني!
ياد تو باشد چه گفتي مرا
باشم یا نباشم بامن مدارا ميكني
باورش سخت است من ميدانم
ولي روزي ميايد ميبيني تو
اين گفته را نيز تو حاشا ميكني !
k1nd
كاهي مرا از احساس خفه میکنی
انقدر میمانم تا مرا رها ميكني!
ياد تو باشد چه گفتي مرا
باشم یا نباشم بامن مدارا ميكني
باورش سخت است من ميدانم
ولي روزي ميايد ميبيني تو
اين گفته را نيز تو حاشا ميكني !
k1nd