تو اداره ما نفهمیدم کی از کجا این خبرو به گوش حراست رسوند و به سرعت نور همه جا پخش شد که خانم فلانی ارشد قبول شده و الان یک ماه هست که هر روز از زیر بار شیرینی دادن فرار میکنم و میگم باشه بعد و فردا باز این قضیه تکرار میشه و من باز میگم باشه بعد و این قصه فکر کنم هنوز ادامه داشته باشه :sdasdasd...