سلام/ يه شب با پسرخاله هام و داداشم توي پشت بوم قرار بود بخوابيم/ داداشم تا سرشو ميزاشت زمين خوابش مي برد/ پسرخاله هام هم نامردي نكردن يه پارچ آب خالي كردن روي شلوارش بيدارش كردن گفتن پاشو جيش كردي/ اون بنده خدا هم كه يهويي بلند شده بود و تازه فهميده بود آب ريختن روش فكر كرد كه منم / نصف شبي منو...