mahsa.
New member
مهسا وقتی ازم پرسید چه خبراز ...
میگم اعتراف کن تا بگم
خیلی بدی باشه اقا من تسلیم بگو چیو اعتراف کنم.
مهسا وقتی ازم پرسید چه خبراز ...
میگم اعتراف کن تا بگم
خیلی بدی باشه اقا من تسلیم بگو چیو اعتراف کنم.
توخودت که تو ماشین بودی.........اعتراف کن دیشب با ماشین کجا رفتین ؟؟؟ :rolleyessmileyanim:
با همین شمع اواتارش بدنشو میسوزونم تا بلکه به سخن آید
من:
نفر قبلیت اطلاعات با ارزشی رو در اختیار داره...
چه جوری ازش بازجویی میکنی که به حرف بیاد..
- دارش میزنم.
- ناخناشو با انبر دست میکشم..
- روغن داغ تو حلقش میریزم.
- با اسید موهاشو میشورم.
- مجبورش میکنم با سیانور مسواک بزنه.
- من که دلم نمیاد..آخه دوسش دارم.
- اینقدر صبر میکنم تا خودش به حرف بیاد.
- باهاش منطقی صحبت میکنم راضی بشه..گفتگوی تمدن ها
- قلقلکش میدم تا بمیره.
- سیخ داغ میکنم تو چشش.
- گردنشو با یه ضربه از 12 جا خورد میکنم.
- با شمشیر نصفش میکنم.
- بوسش میکنم اونم اعتراف میکنه.
- تیکه تیکش میکنم بعد روش نمک میریزم عفونت نکنه..آخه دوسش دارم.
- بهش برق 2009 ولت وصل میکنم.
- زنده زنده تشریحش میکنم.
- چسب قطره ای میریزم تو حلقش.