مشاعره

mehdi.sh

New member
دلا تا کی در این زندان فریب از این و آن بینی
یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
 

cheshmak

New member
یادباد آن که چو آغاز سخن می‌کردی
با تو صد زمزمه در زیر زبان بود مرا
 

bioelectric

Active member
از خم ابروی تو ام هیچ گشایشی نشد
وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف
 

ZOT

New member
زندگي خالي نيست‌:
مهرباني هست‌، سيب هست‌، ايمان هست‌
 

bioelectric

Active member
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند

کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
 

cheshmak

New member
دلم برای خودم تنگ می شود آری
همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم
نشد جواب بگیرم سلام هایم را
هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم
 

leylii

New member
ماه اگر بی تو بر آید بد و نیمش بزنند
دولت احمدی و معجزه سبحانی
 

leylii

New member
نکته روح فزا از دهن دوست بگو
نامه خوش خبر از عالم اسرار بیار
 

leylii

New member
معرفت نیست در این قوم خدا را مددی
تا برم گوهر خود را بخریدار دگر
 

bioelectric

Active member
رفت حاجی به طواف کعبه و باز آمد
ما به قربان تو رفتیم و همان جا ماندیم
 

leylii

New member
من شکسته بد حال زندگی یابم
در آن زمان که به تیغ غمت شوم مقتول
 

leylii

New member
تویی که خوبتری ز آفتاب و شکر خدا
که نیستم ز تو درروی آفتاب خجل
 

leylii

New member
مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردم
ترا میبینم و میلم زیادت می شود هر دم
 
بالا