تا کشته وای محبت نشوی سررشته عاشقی به دستت ندهند
M mehdi.sh New member 2013-07-06 #2,522 دلا تا کی در این زندان فریب از این و آن بینی یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
C cheshmak New member 2013-07-06 #2,523 یادباد آن که چو آغاز سخن میکردی با تو صد زمزمه در زیر زبان بود مرا
bioelectric Active member 2013-07-06 #2,524 از خم ابروی تو ام هیچ گشایشی نشد وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف
C cheshmak New member 2013-07-06 #2,525 فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز
C cheshmak New member 2013-07-06 #2,527 تا آمدم از مهر تو تقدیر کنم شب رفت و به چشم مردنم را دیدی
bioelectric Active member 2013-07-06 #2,528 یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
C cheshmak New member 2013-07-06 #2,529 دلم برای خودم تنگ می شود آری همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم نشد جواب بگیرم سلام هایم را هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم
دلم برای خودم تنگ می شود آری همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم نشد جواب بگیرم سلام هایم را هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم
bioelectric Active member 2013-07-06 #2,535 رفت حاجی به طواف کعبه و باز آمد ما به قربان تو رفتیم و همان جا ماندیم
bioelectric Active member 2013-07-06 #2,537 لازمه عاشقیست رفتن و دیدن ز دور ورنه ز نزدیک هم رخصت دیدار هست
bioelectric Active member 2013-07-06 #2,539 لب بر لبم بنه بنـوازش دمی چو نی تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم
leylii New member 2013-07-06 #2,540 مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردم ترا میبینم و میلم زیادت می شود هر دم