نقل قول خونه!

sa@@ra

New member
لحظاتى در زندگى هست كه نه كسى را دوست دارى،و نه دلت

مى خواهد كسى تو را دوست داشته باشد...

"شوهر آهو خانوم - علی محمد افغانی"
 

ZOT

New member
آقــوی همساده:
ما رفتیم محضر ماشینو به نام خودمونکنیم.....
یهو نفهمیدیم چی شد اون وسط از یکی طلاق گرفتیم!
...
ما که اصلا زن نداشتیم...
الان 5 ساله دارم مهریه میدم...
نمیدونم به کی....
ینی داغونمااااا له لهم......
 

salleh_313

New member


جیغ یک گربه ام و زندگی ام در گونی ست

بغض را می کنم و گریه ی من قانونی ست

شب شده می روم از خواب به رؤیایی که...

خواب، خونی و شبم خونی و رؤیا خونی ست!

آنچه گفتم شدی و آنچه نگفتم بودی

گربه ی مرده شدم، گریه ی جفتم بودی

نه لبی مانده به بوسه، نه لبی روی لبی

منم و استرس و خاطره هایی عصبی

مثل یک بغض گلوگیر، پُر از لخته ی خون

تف شدم از شب غمگین تو با بی ادبی

خسته از قبل، ولی خسته تر از آینده

تف شدم بر سر سیگاری ِ تو با خنده

دشمنانم وسط ِ کوچه معطّل بودند

و رفیقان که همه بر سر ِ منقل بودند!

آسمان، دود... خدا دود... رفیقانم دود...

اوّل قصّه یکی بود و یکی باز نبود

وسط ِ سطل زباله، وسط ساعت هشت

گربه ای بود که دنبال غذایی می گشت

قرص را می خوری و پُر شده از سردردی

در زمان عوضی رفته و برمی گردی

آخرین وقت نمازی و اتاقی غصبی!

خسته از اینهمه تردید به من می چسبی

مثل یک گربه که رؤیاش پلنگی بوده

مثل خوابی که تهش صبح قشنگی بوده!

در سرم وحشت فردا و پُر از دیروزم

بغلم می کنی و در بغلت می سوزم

قرص ماه منی و حل شده ای در آبم

بغلم می کنی و در بغلت می خوابم

دهنم بسته شده از لب تو، از سُرب ِ ...

شب ولگرد در آغوش هزاران گربه!
 

sa@@ra

New member
به محض اینکه کسی در بیمارستان می میرد ،ملافه را به روی سرش میکشند .بعد جسد را از اتاق بیرون می برند . تحمل دیدنش را ندارند . مردم طوری رفتار می کنند که انگار مرگ هم واگیر دار است !!!!

سه شنبه ها با موری - میچ البوم
 

sa@@ra

New member
بزرگترین راز خلقت این نیست که چرا خدا جهان را خلق کرده است,

بلکه این است که او چرا بیشعورها را اینقدر گستاخ و منفور آفریده است!!!


بیشعوری - دکتر خاویر کرمن
ت
 

alikhezri

New member
من عاشق مرغ عشقم.
ی روز ی جفت مرغ عشق خریدم وتوی یک قفس رنگین کنار پنجره گذاشتم.
مرغ عشق ها بی تابی میکردند، گفتم عادت ندارند، چند روز بگذره آروم میگیرند...
چند روز گذشت,آروم نگرفتن، بالشون شکست، نارحت شدم گفتم دوستون دارم...
ی روز از خواب بیدار شدم و دیدم مرغ عشقام مردن!!!دلم شکست، دلتنگشون شدم...
و امروز فهمیدم من عاشق خودم بودم، آخه واسه خوشحالی خودم عشق مرغ عشقو که پرواز بود، ازش گرفتم.
من یادم شده بود که وقتی عاشق مرغ عشق شدم که پرواز می کرد.
:sad:
 

sa@@ra

New member
روزهای هفته هر کدام شکل و رنگ و بوی خودشان را دارند .
شنبه بدترکیب و تلخ و موذی است و شبیه به دختر ترشیده ی توبا خانم است : دراز ، لاغر ، با چشم های ریز بدجنس .
یک شنبه ساده و خر است و برای خودش الکی آن وسط می چرخد . دوشنبه شکل آقای حشمت الممالک است : متین ، موقر ، با کت و شلوار خاکستری و عصا .
سه شنبه خجالتی و آرام است و رنگش سبز روشن یا زرد لیمویی است .
چهارشنبه خل است . چاق و چله و بگو بخند است . بوی عدس پلوی خوشمزه ی حسن آقا را می دهد .
پنجشنبه بهشت است و جمعه دو قسمت دارد : صبح تا ظهرش زنده و پر جنب و جوش است . مثل پدر ، پر از کار و ورزش و پول و سلامتی . رو به غروب ، سنگین و دلگیر می شود ، پر از دلهره های پراکنده و غصه های بی دلیل و یک جور احساس گناه و دل درد از پرخوری ظهر .
 

ZOT

New member
من: محمدمهدی دندونت چی شد؟
محمدمهدی: فرشته دندونی بردش
من: دیدیش؟
محمدمهدی: نه وقتی من خواب بودم اومده بود! یه پول هم گذاشته بود
من: چقدر؟
محمدمهدی:هزارتومن گذاشته بود رفتم cd خریدم!
(نقل قول از محمدمهدی پسرعمه ی فسقلیم که دندونش تازه افتاده!)
 

salleh_313

New member
خواهر روحانی در مدرسه مقابل دانش آموزان نوجوان، ایستاده بود. او در حالی که یک سکه یک دلاری نقره در دستش بود گفت: به دختر یا پسری که بتواند نام بزرگترین مردی را که در این دنیا زیسته است بگوید، این یک دلاری را جایزه می دهم.
یک پسر خردسال ایتالیایی گفت: منظورتان میکل آنژ نیست؟
خواهر روحانی جواب داد: خیر، میکل آنژ یک هنرمند برجسته به حساب می آید، لکن بزرگترین مردی که دنیا به خود دیده نیست.
یک دختر خردسال یونانی گفت: آیا ارسطو بود؟
خواهر روحانی جواب داد: خیر، ارسطو یک متفکر بزرگ و پدر علم منطق بود اما بزرگترین مردی که در دنیا زندگی می کرده، محسوب نمی شود.
بالاخره یک پسر خردسال یهودی گفت: می دانم چه کسی است، او عیسی مسیح است.
خواهر روحانی جواب داد صحیح است و یک دلاری را به او داد.
خواهر روحانی که از جواب پسربچه یهودی قدری شگفت زده شده بود، در زنگ تفریح او را در زمین ورزش یافت و از او پرسید: آیا واقعا اعتقاد داری که عیسی مسیح بزرگترین مردی است که دنیا به خود دیده ؟
پسربچه جواب داد: البته نه، هر کسی می داند که بزرگترین مرد موسی بود. اما معامله شوخی بردار نیست!
به نقل از کتاب بزرگترین اصل مدیریت در دنیا نوشته مایکل لوبوف
 

b.nafas

New member
به ما می گفتند پپسی نخورید گناه است .
وقتی به تهران آمدم اولین کاری که کردم ...
از دکه ای یک پپسی خریدم ..شیرین و خنک بود ...
آن لحظه بود که فهمیدم گناه شیرین است ...
حسین پناهی

- - - Updated - - -

به ما می گفتند پپسی نخورید گناه است .
وقتی به تهران آمدم اولین کاری که کردم ...
از دکه ای یک پپسی خریدم ..شیرین و خنک بود ...
آن لحظه بود که فهمیدم گناه شیرین است ...
حسین پناهی
 

sa@@ra

New member

ای سراپا همه خوبی،
تک و تنها به تو می‌اندیشم.
همه وقت , همه جا
من به هر حال که باشم به تو می‌اندیشم.
تو بدان این را، تنها تو بدان!
تو بیا
تو بمان با من، تنها تو بمان!

"آخرین جرعه ی این جام - فریدون مشیری"


- - - Updated - - -


ای سراپا همه خوبی،
تک و تنها به تو می‌اندیشم.
همه وقت , همه جا
من به هر حال که باشم به تو می‌اندیشم.
تو بدان این را، تنها تو بدان!
تو بیا
تو بمان با من، تنها تو بمان!

"آخرین جرعه ی این جام - فریدون مشیری"
 
11.jpg
 

sa@@ra

New member

برايم بنويس، چه تنت هست! لباست گرم است؟
برايم بنويس، چطوري ميخوابي! جايت نرم است؟
برايم بنويس، چه شکلي شده اي! هنوز مثل آن وقت ها هستي؟
برايم بنويس، چه کم داري! بازوان مرا؟
برايم بنويس، حالت چطور است! خوش مي گذرد؟
برايم بنويس، آن ها چه مي کنند! دليريت پا برجاست؟
برايم بنويس، چه مي کني! کارت خوب است؟
برايم بنويس، به چه فکر مي کني! به من؟
بدیهی است فقط من از تو مي پرسم!
و جواب را مي شنوم که از دهان و دستت مي افتد!
اگر خسته باشي، نمي توانم باري از دوشت بردارم.
اگر گرسنه باشي، چيزي ندارم که بخوري.
و چنین است که انگار بیرون از این جهانم
طوری که انگار فراموشت کرده ام.

"برتولت برشت"
 
بالا