ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





کاربران برچسب زده شده

صفحه 2 از 11 نخست 1234 ... آخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 101
  1. #11
    تاریخ عضویت
    2011/09/24
    نوشته ها
    1,031
    0
    کاربر عادی
    کاربر عادی
    سلام...
    منم علوم آزمایشگاهی خوندم...
    سال سوم که بودیم یکی از دوستام انصراف داد و یکسال خوند و پزشکی قبول شد...
    یکی دیگه از دوستام تا الان یکی از درساشو نگه داشته، و داره برای کنکور امسال میخونه که دندون قبول پشه...
    تو هر سنی باشید درس خوندن هیچ وقت دیر نیست.
    بیمارستانی که برای کاراموزی میرفتم، اقایی حدود 38 سال داشت و کارشناس ارشد بیوشیمی بود ولی برای کنکور سراسری میخوند که پزشکی قبول بشه!!
  2. #12
    تاریخ عضویت
    2013/03/03
    نوشته ها
    291
    0
    کاربر عادی
    کاربر عادی
    دوست عزيز نگفتين براي چي پزشكي ميخواين براي وجهه ي اجتماعي و بازار كار؟ يا واقعا انقد عاشق پزشكي هستين كه تا ابد حسرتش به دلتون ميمونه؟ اول اين سوالارو از خودتون بپرسين بعد !
    اوناييكه بعد چندسال به عقب برميگردن اكثرا بخاطر ناكامي از رشتشونه هميشه هم اينو در نظر داشته باشين كه كساني هستن كه الان تو جو دبيرستان و كنكور ذهنشون خيلي آماده تر از ماست كه كلا اون درسهارو فراموش كرديم اينكه الان ما ليسانسيم دليل نميشه كه بتونيم مثل اونا مسائل بلند بالاي رياضي رو حل كنيم اما علاقه هميشه برنده ميشه!
    در ضمن تا دلت بخواد پزشك داريم خيابونهارو نگاه كني ميبيني چقدر تابلو مطب هست اما رشته شما خيلي مونده تا انقدر اشباع بشه درسته الان واسه رشته هاي تحقيقاتي تره هم خورد نميكنن اما شما الانو نبين 10 سال ديگه از مدركتون استفاده ميكنين نه الان! ( البته اين نظر من بود)
    ویرایش توسط behnaz.h : 2013/03/26 در ساعت 02:38
    مدعي خواست كه از بيخ كند ريشه ي ما غافل از اينكه خدا هست در انديشه ي ما
  3. #13
    تاریخ عضویت
    2012/12/16
    نوشته ها
    3,283
    3
    کاربر عادی
    کاربر عادی
    سلام دوست عزیز. منم دقیقا سوال بهناز رو داشتم برا چی میخوای پزشکی بخونی؟ برای پرستیژ یا عاشق این رشته ای. گمون کنم عاشقش نیستی چون اگه عاشقش بودی بدون اینکه از بقیه بپرسی همین فردا انصراف میدادی و برای پزشکی میخوندی. اما حالا یه مسئله 9 سال دیگه یه فردی که پزشک عمومیه چه جایگاهی تو جامعه داره؟. خبر دارین الان چند نفر پزشک بیکار داریم تو ایران؟؟. طرح پزشک خانواده اومده خیلی ببخشید طرح پزشک خانواده یکم شبیه تف سربالا نیست؟؟ اصلا 7 سال دیگه پزشکی چه جایگاهی داره؟ چند نفر پزشک داره هر سال از دانشگاهها با احتساب یونی آزاد فارغ التحصیل میشه؟. حالا من جریان دوستمو یگم. دوست من از همون ترم یک که ما اومدیم یونی همش سودای پزشکی در سر داشت.همیشه ازپزشکی حرف میزد.( البته سال 85 منظورمه، سالی که خیلی از افرادی که الان دارن پزشکی میخونن اگه اون موقع بودن به زور رشته ی کارشناسی خوب قبول میشدن). این دوستم زیست 90 و شیمی 90 زده بود و عربی و زبان رو صفر. همزمان با درسای یونی هم برا پزشکی میخوند. زد و سال بعدش داداشش پزشکی قبول شد. شرایط برای دوستم خیلی خیلی سخت شد ( از نظر روحی میگم) در حالی که ندانسته این براش یه توفیق اجباری بود. داداشش وقتی رسید به علوم پایه دیدم این دوستم داره اطلاعات تغذیه ایش بالاتر میره . دوستی که حتی نمیتونست دروس ترم 1 رو هم پاس کنه الان از شاگرد اولمونم بیشتر میدونست.چون داشت به رشته ی خودش برمیگشت. هر چه بیشتر دادشش پزشکی میخوند این بیشتر فاصله میگرفت از پزشکی و سرانجام روزی خودش جلوم اعتراف کرد پزشکی اونی نبود که من دنبالش بودم. الان اصلا ارشد هم امتحان نداد. اما هم کلینیک تغذیه داره. هم استخدام رسمیه بیمارستانه .امروز فردا هم ازدواج میکنه. فک کنم برای یه کارشناس تغذیه خیلی زیاده هم مطب دار باشه هم استخدام رسمی بیمارستان. پس اول خودت هدفتو بدون و درک کن و توجیه کن برا خودت(توجیه منطقی) (توجیهی که بتونه نیرو محرکه 12 سال بعدت باشه) بعد تصمیم بگیر . چون بری باید تا تخصص بری چون بخوای پزشک عمومی بمونی خیلی ییخشید هیچ جایگاهی نخواهی داشت از نظر شغلی . و تصمیمی هم که میگیری اینجوری نیست که بگی بالاخره من لیسانس میگیرم دیگه خیر ،نباید اینطوری بگی چون شاید تو مسیر خودتو میرفتی دکترای رشته ی خودتو میگرفتی و اگه کوچکترین اشتباهی بکنی این یعنی یک شکست. و همون میشه که من تو امضام نوشتم

    [این مورد فقط برای اعضای انجمن قابل مشاهده می باشد ]



    نگاه خدا آرزوی من است



    غــــرض رفتــن است نه رســـیدن

    زنــــدگی کلاف ســـردرگمـــی است ، به هــــیچ جا راه نمی برد ، اما نــــباید ایـــستاد

    با ایــن که می دانیــــم نخواهیم رسید ، نـــباید ایـــستاد

    وقتی هم که مردیـــم؛ مردیـــم ...!


    مرحوم صمد بهرنگی
  4. #14
    تاریخ عضویت
    2012/06/06
    نوشته ها
    1,487
    0
    کاربر عادی
    کاربر عادی
    نقل قول نوشته اصلی توسط zeindinho نمایش پست ها
    سلام دوستای خوبم
    بچه ها بنظر شماها که دارین پزشکی میخونین اگه یه نفر مثل من که الان ترم 5بیوتکنولوزی و متولد نیمه دوم سال هفتاد هست بعد از لیسانسش پزشکی بخونه تا بیادتخصص بگیره خیلی دیر شده؟من عاشق بیوتکنو بودم اما الان ازش زده شدم لطفا اونایی که تجربه دارن کمکم کنن خیلی ناراحتم نمیدونم واسه ارشد بخونم یا واسه پزشکی؟تازه من پزشکی را میخام از طریق کنکور سراسری شرکت کنم نه لیسانس به پزشکی.بنظرتون انصراف بدم یا تا پایان لیسانس صبر کنم بعد برا پزشکی بخونم؟
    با سلام
    دوست عزیز، این تصمیم، تصمیم خود شماست و بستگی به علاقه و شرایط خاص خودتون داره.
    در صورتی که برای تغییر رشته به پزشکی، از طریق کنکور سراسری اقدام کنید؛ لازم دونستم که شرایط این کار رو در صورتی که فارغ التحصیل مقطع لیسانس باشید؛ اینجا بیارم. امیدوارم که در تصمیم گیریتون بتونه کمکی باشه. این شرایط از دفترچه راهنمای ثبت نام کنکور سراسری92 آورده شده، بند "ز" مد نظر میباشد:



    پس قانون امسال این شده که ارشد و بالاتر حق شرکت برای این رشته ها رو از طریق کنکور سراسری ندارند.
    مورد بعدی، موضوع شهریه برای کسانی هست که روزانه خوندند لیسانس شون رو.
    حالا مقدار این شهریه چقدر هست؛ با توجه به دفترچه انتخاب رشته ی کنکور سراسری 91، یعنی سال پیش، مقدارش طبق جدولی هست که توی دفترچه انتخاب رشته ی سال 91 کنکور سراسری هست، اینکه امسال و سال های آینده چقدر باشه، موقعی مشخص میشه که دفترچه انتخاب رشته ی همون سال بیاد...دفترچه ی انتخاب رشته 91 رو ندارم.....ولی تا جایی که یادم میاد شهریه هر ترمش حدوداً بین 1.5 تا 1.9 بسته به اینکه کدوم رشته باشه، متغیر هست. داروسازی و دندان پزشکی نسبت به پزشکی، هزینه اش بالاتره. دفترچه رو میتونید از آدرس اینترنتی زیر دانلود کنید:

    [این مورد فقط برای اعضای انجمن قابل مشاهده می باشد ]




    حال، با توجه به همه ی این شرایط میتونید بهتر و دقیق تر تصمیم گیری کنید.
    اگر ابهامی بود با در نظر گرفتن شرایطتون، میتونید با دانشگاه های علوم پزشکی تماس بگیرید. شرایط دقیق تر و مواد اجرایی برای اونا بخش نامه میشه و گفته میشه. یا میتونید از خود سازمان سنجش بپرسید به آدرس اینترنتی:

    [این مورد فقط برای اعضای انجمن قابل مشاهده می باشد ]



    با تشکر
    موفق باشید.
  5. #15
    تاریخ عضویت
    2012/06/21
    نوشته ها
    54
    0
    کاربر عادی
    کاربر عادی
    سلااام

    من هم یه مدت همچین ایده ای داشتم...بیشتر به خاطر شرایط خاص خونوادگی...من هم سال 85 کنکور دادم و به خاطر یه اشتباه در انتخاب کد رشته( زمان ما دستی فرم پر می کردیم) من کاردانی علوم آز قبول شدم، با اینکه می تونستم پزشکی شهرستان قبول شم همون سال...این برای من از فاجعه کمتر نبود،خیلی هم پیگیری کردمف اما نتیجه نداد... نهایت به این رسیدم ، که بعد از خوندن مقطع کاردانی بشینم واسه پزشکی بخونم... یک سال نشستم خوونه و خوندم ...رتبه ام 1400 شد... اکثر شهر ها رو زدم، جز چند تا شهر که خیلی دور بودن به محل زندگیه من...اما دولتی قبول نشدم...چون فقط رشته ی پزشکی رو زدم... و پزشکی آزاد تهران قبول شدم...نزدیک به دو ماه رفته م سر اما تازه متوجه شده م ، روحیات من با پزشکی سازگار نیستو انصراف دادم...باز هم یه شکست دیگه در اوج آمادگی و تلاش رو تجربه کردم(البته در اون زمان به نظرم شکست ) ولی در حال حاضر کاملا راضی ام...تو اون زمان انقدر انگیزه ی ادامه تحصیلم رو از دست داده بودم، که نزدیک 6 ماه رو به بطالت گذرونده م در حالی که همکلاسی هام یا طرحشون می رفتن، یا کارشناسی قبول شده بودن و خلاصه همه مشغول بودن...با کمک یکی از دوستام واسه رفتن به طرح اقدام کردم(این مرحله باز هم برای رشته های مورد نیاز و طرح اجباری ، اون زمون سخت بود...باید تو نوبت میموندی و خلاصه نوبتت بشه ...) بالاخره بعد از گذشت یه چند ماه به طرح رسیدم و شروع به کار کردم، هم زمان با طرح، وقتی محیط و همکارامو دیدم، من هم ترغیب شدم، که توو همین فیلد آزمایشگاه ادامه تحصیل بدم و شروع کردم به خوندن برای کنکور کارشناسی ناپیوسته...چون مدت ها بود ، از درسای کاردانی فاصله گرفته بودم، اوایل یکم مشکل داشتم توو درس خوندن، بعد کم کم مسیر رو پیدا کردم و ادامه دادم، بلافاصله بعد از پایان طرح کارشناسی قبول شدم و بعد هم ، توو آزمون استخدامی، و حالا هم از وضعیت حال حاضرم راضی هستم... اما میشد که زودتر این مسیر رو طی کنم... اگه اون دوسال رو ، بین کاردانی و کارشناسی با یه هدف نامعلوم از دست نمی دادم... اما شما بهتر فکر کن و به قول بچه ها، ببین آیا واقعا پزشکی اون چیزی هست که دنبالشی یا فقط صرف یه اسم قراره واسه ش زمان بذاری...!؟
  6. #16
    تاریخ عضویت
    2011/10/05
    نوشته ها
    375
    0
    کاربر عادی
    کاربر عادی
    مرسی دوستای خوبم که نظر دادین و منو تنها نذاشتین.شرایط من اینطوره اول اینکه من دختر هستم.بعد اینکه الان دانشگاه ازاد میخونم. اینکه میخام پزشک بشم اصلا واسه اسم و رسم و شرایط اجتماعی موجود واسه یک پزشک نیست.من عاشق رشته خودم هستم اگرچه گاهی با توجه به شرایط موجود در کشور دلسرد میشم من درسم خیلی خوب بود و تعریف از خودم نباشه همه میگن خیلی با استعداد و باهوشی اما تو دوران دبیرستان به دلیل بیماری مادرم کم کم افت درسی پیدا کردم سال پیش دانشگاهی دوباره اراده کردم و تا پایان ترم اول بکوب درس خوندم اما دوباره بیماری مامان سر و کلش پیدا شد و من نا امید شدم واقعا خسته شده بودم حالم از زندگی و دنیا به هم میخورد چون همیشه وقتی همه چیز خوب پیش میرفت سر و کله سرطان و متاستازهاش تو بدن مامانم پیدا میشدو قصه شیمی درمانی و رادیوتراپی .خلاصه اینکه کنکورم خوب نشد و البته بگم من از اول دکترای پیوسته بیوتکنو دانشگاه تهران میخاستم من رشته خودم ریاضی بود و پیش دانشگاهی اومدم تجربی.خلاصه رفتم بیوتکنو اما دانشگاه ازاد.ترم دوم مرخصی گرفتم که بخونم دوباره.اما ایندفعه سر و کله بیماری مادرم طوری پیدا شد که مامانمو واسه همیشه از من گرفت.الان فقط دلم میخاد انتقام بگیرم از سرطان!اما موندم از کجا میشه حال این مرض لعنتی را گرفت از پزشکی یا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    We keep all our promises the us against the world
  7. #17
    تاریخ عضویت
    2012/01/09
    نوشته ها
    254
    0
    کاربر عادی
    کاربر عادی
    من به خاطر علاقه اي كه رشت پزشكي دارم ترم يك ارشد بودم كه انصراف دادم هيچ وقتم احساس پشيماني نكردم فقط خداكنه قبول شم التماس دعا
    زندگي مثل دوچرخه سواري است تا زماني كه ركاب ميزنيد نمي افتيد.
  8. #18
    تاریخ عضویت
    2012/10/30
    نوشته ها
    3,838
    3
    مدیر سابق
    مدیر بازنشسته
    نقل قول نوشته اصلی توسط zeindinho نمایش پست ها
    مرسی دوستای خوبم که نظر دادین و منو تنها نذاشتین.شرایط من اینطوره اول اینکه من دختر هستم.بعد اینکه الان دانشگاه ازاد میخونم. اینکه میخام پزشک بشم اصلا واسه اسم و رسم و شرایط اجتماعی موجود واسه یک پزشک نیست.من عاشق رشته خودم هستم اگرچه گاهی با توجه به شرایط موجود در کشور دلسرد میشم من درسم خیلی خوب بود و تعریف از خودم نباشه همه میگن خیلی با استعداد و باهوشی اما تو دوران دبیرستان به دلیل بیماری مادرم کم کم افت درسی پیدا کردم سال پیش دانشگاهی دوباره اراده کردم و تا پایان ترم اول بکوب درس خوندم اما دوباره بیماری مامان سر و کلش پیدا شد و من نا امید شدم واقعا خسته شده بودم حالم از زندگی و دنیا به هم میخورد چون همیشه وقتی همه چیز خوب پیش میرفت سر و کله سرطان و متاستازهاش تو بدن مامانم پیدا میشدو قصه شیمی درمانی و رادیوتراپی .خلاصه اینکه کنکورم خوب نشد و البته بگم من از اول دکترای پیوسته بیوتکنو دانشگاه تهران میخاستم من رشته خودم ریاضی بود و پیش دانشگاهی اومدم تجربی.خلاصه رفتم بیوتکنو اما دانشگاه ازاد.ترم دوم مرخصی گرفتم که بخونم دوباره.اما ایندفعه سر و کله بیماری مادرم طوری پیدا شد که مامانمو واسه همیشه از من گرفت.الان فقط دلم میخاد انتقام بگیرم از سرطان!اما موندم از کجا میشه حال این مرض لعنتی را گرفت از پزشکی یا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    سلام دوست عزیز
    اول اینکه، به رحمت خدا رفتن، مادر محترمتان رو تسلیت عرض می کنم،

    دوم، این مورد و موارد مشابه رو من دورو برم چندین بار دیدم،
    فقط یک جمله برادرانه عرض کنم، به نظر من،
    این انگیزه ی قدرتمندی نیست! پزشکی هم راه درستی نیست برای تسکین آلام شما!
    [B]از همه ی دوستان و کاربران انجمن علوم پزشکی خداحافظی می کنم، امیدوارم که موفق باشید، پیشنهاد می کنم بعد از موفقیت در آزمون ارشد یا دکتری، برای مدتی، حداقل در انجمن حضور داشته باشید و دوستان خود را راهنمایی کنید.
    می بخشید که از تک تک دوستان، امکان خداحافظی نیست،

    خدانگهدار، موفق باشید [/B]
  9. #19
    تاریخ عضویت
    2012/12/16
    نوشته ها
    3,283
    3
    کاربر عادی
    کاربر عادی
    نقل قول نوشته اصلی توسط mj1919 نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز
    اول اینکه، به رحمت خدا رفتن، مادر محترمتان رو تسلیت عرض می کنم،

    دوم، این مورد و موارد مشابه رو من دورو برم چندین بار دیدم،
    فقط یک جمله برادرانه عرض کنم، به نظر من،
    این انگیزه ی قدرتمندی نیست! پزشکی هم راه درستی نیست برای تسکین آلام شما!
    کاملا با دکتر موافقم

    [این مورد فقط برای اعضای انجمن قابل مشاهده می باشد ]



    نگاه خدا آرزوی من است



    غــــرض رفتــن است نه رســـیدن

    زنــــدگی کلاف ســـردرگمـــی است ، به هــــیچ جا راه نمی برد ، اما نــــباید ایـــستاد

    با ایــن که می دانیــــم نخواهیم رسید ، نـــباید ایـــستاد

    وقتی هم که مردیـــم؛ مردیـــم ...!


    مرحوم صمد بهرنگی
  10. #20
    تاریخ عضویت
    2011/10/05
    نوشته ها
    375
    0
    کاربر عادی
    کاربر عادی
    [QUOTE=mj1919;172840]سلام دوست عزیز
    اول اینکه، به رحمت خدا رفتن، مادر محترمتان رو تسلیت عرض می کنم،

    دوم، این مورد و موارد مشابه رو من دورو برم چندین بار دیدم،
    فقط یک جمله برادرانه عرض کنم، به نظر من،
    این انگیزه ی قدرتمندی نیست! پزشکی هم راه درستی نیست برای تسکین آلام شما![/QUO lj,[i l
    متوجه منظور شما نشدم؟؟؟؟؟؟؟؟
    We keep all our promises the us against the world
صفحه 2 از 11 نخست 1234 ... آخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 101

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •