ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





کاربران برچسب زده شده

صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 53
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2014/04/02
    نوشته ها
    10
    0
    کاربر عادی
    کاربر عادی

    افــــــــــــــــعـــال دو کـــلـــــــمه ای

    ســـــــــــلام

    در این تاپیک قصد دارم افعال دو کلمه ای یا مرکب(ب فرمایش مدیـــــــر بخش) ارائه بــــدم

    سعی می کنم هر فعلی ک میذارم در جمله هم ب کار ببرمم

    از مدیـــــــر بخش هم نهایت تشکر دارم

    تـــــــــــذکــــــــــر :

    از اختصار"sb" ب جایSome body (کسی) و از اختصار "sth" ب جای something (چیزی) استفاده می شود.

    امـــــــــــــید دارم مورد استقبال دوستان عزیز قرار بگیرد!
  2. #2
    تاریخ عضویت
    2013/05/28
    نوشته ها
    136
    0
    کاربر عادی
    کاربر عادی
    تاپيك خوبيه، منم هستم

    Put out
    خاموش كردن- آزردن
  3. #3
    تاریخ عضویت
    2011/11/16
    نوشته ها
    1,643
    11
    کاربر عادی
    کاربر عادی
    come from
    هنگامی که شما come from یک مکان هستید یعنی قبلا در آنجا به دنیا آمده اید یا زندگی کردید
    Mike comes from Alaska,.
    مایک اهل آلاسکا هست
    در زبان انگلیسی ریشه –Hum به خاک مرتبط بود ه و تقریبا" تمامی لغاتی که –Hum را در دل خود دارند ارتباطی با خاک دارند برای نمونه می توان از این لغات نام برد.موجود خاکی Human ، خاکی و افتاده Humble ، از خاک درآوردن (نبش قبر کردن ) Exhume ، گیاخاک Humus
  4. #4
    تاریخ عضویت
    2011/11/16
    نوشته ها
    1,643
    11
    کاربر عادی
    کاربر عادی
    می توانید از کتاب زیر بهره ببرید

    [این مورد فقط برای اعضای انجمن قابل مشاهده می باشد ]

    در زبان انگلیسی ریشه –Hum به خاک مرتبط بود ه و تقریبا" تمامی لغاتی که –Hum را در دل خود دارند ارتباطی با خاک دارند برای نمونه می توان از این لغات نام برد.موجود خاکی Human ، خاکی و افتاده Humble ، از خاک درآوردن (نبش قبر کردن ) Exhume ، گیاخاک Humus
  5. #5
    تاریخ عضویت
    2012/06/27
    نوشته ها
    709
    0
    مدیر بخش
    مدیر بخش


    Fall out

    مشاجره کردن


    My uncle Dave is always falling out with people especially his wife.
    ویرایش توسط Haydi : 2014/04/06 در ساعت 18:36
    دل خوشم با غزلی تازه، همینم کافی است
    تو مرا باز رساندی به یقینم، کافیست

    قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از تو

    گاه گاهی که کنارت بنشینم، کافیست


    گله ای نیست، من و فاصله ها همزادیم

    گاهی از دور تو را خوب ببینم، کافیست


    من همین قدر که با حال و هوایت، گهگاه

    برگی از باغچه ی شعر بچینم، کافیست


    فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز

    که همین شوق مرا، خوبترینم کافیست
  6. #6
    تاریخ عضویت
    2012/06/27
    نوشته ها
    709
    0
    مدیر بخش
    مدیر بخش



    Count on

    روی کسی یا چیزی حساب کردن


    You can count on me; I'll help you.

    دل خوشم با غزلی تازه، همینم کافی است
    تو مرا باز رساندی به یقینم، کافیست

    قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از تو

    گاه گاهی که کنارت بنشینم، کافیست


    گله ای نیست، من و فاصله ها همزادیم

    گاهی از دور تو را خوب ببینم، کافیست


    من همین قدر که با حال و هوایت، گهگاه

    برگی از باغچه ی شعر بچینم، کافیست


    فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز

    که همین شوق مرا، خوبترینم کافیست
  7. #7
    تاریخ عضویت
    2012/06/27
    نوشته ها
    709
    0
    مدیر بخش
    مدیر بخش



    Stick up for

    از کسی دفاع کردن


    When everyone else was criticizing him, she was the only one who stuck up for him.

    دل خوشم با غزلی تازه، همینم کافی است
    تو مرا باز رساندی به یقینم، کافیست

    قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از تو

    گاه گاهی که کنارت بنشینم، کافیست


    گله ای نیست، من و فاصله ها همزادیم

    گاهی از دور تو را خوب ببینم، کافیست


    من همین قدر که با حال و هوایت، گهگاه

    برگی از باغچه ی شعر بچینم، کافیست


    فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز

    که همین شوق مرا، خوبترینم کافیست
  8. #8
    تاریخ عضویت
    2013/05/28
    نوشته ها
    136
    0
    کاربر عادی
    کاربر عادی
    Ward off
    دفع كردن
    دفاع كردن
    از خود دور كردن
  9. #9
    تاریخ عضویت
    2013/09/24
    نوشته ها
    680
    0
    کاربر عادی
    کاربر عادی
    سلام تایپیک مفیده
    افعالی که من امشب تو متن خوندم:
    sought out گذشته فعل seek out به معنی دنبال گشتن ، پیدا کردن
    pass out به معنی ناگهان بیهوش شدن ، ضعف کردن

    ایستادگی کن تا روشن بمانی؛ شمع های افتاده خاموش می شوند...


    "احمد شاملو"


  10. #10
    تاریخ عضویت
    2013/07/16
    نوشته ها
    4,092
    4
    کاربر عادی
    کاربر عادی


    ask sb out »»» invite on a date

    Brian asked Judy out to dinner and a movie




    ویرایش توسط maxin : 2014/04/07 در ساعت 10:53

صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 53

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •